نویسنده : ; ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٢

دکتر علی شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است:

دسته اول ؛

آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.  

.دسته دوم؛

آنانی که وقتی هستند، نیستند و وقتی که نیستند هم نیستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است. 

 .دسته سوم ؛

آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نیستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم ؛

آنانی که وقتی هستند، نیستند و وقتی که نیستند هستند.

شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

 

 








نویسنده : ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٢

WWW.KAFNA.IR

     پایگاه اطلاع رسانی کانون اجتماعی فرهنگی نواندیشان

شماره تماس ۰۹۳۶۱۵۰۰۹۶۶








نویسنده : ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٢

  • منفعت شخصی نداریم
  • پول نداریم
  • حب و بغض نداریم
  • نقد غیر سازنده نداریم
  • تخریب نداریم
  • دشمنی نداریم
  • حرف و بحث غیر علمی و غیر منطقی نداریم
  • عضو قدیم و عضو جدید نداریم. (تمامی اعضای یک خانواده ایم)
  • بی احترامی به نظر و حقوق دیگران نداریم

و.....








نویسنده : ; ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٠

 

لازم ترین علم
امام کاظم ( ع) می فرماید : لازم ترین علم آن است که تورا به اصلاح درون رهنمون شود آنچه را موجب فساد آن است بر تو آشکار نماید.. یکی از علما ء می گوید : کدام علم ارزشمندتر از علمی است که آدمی از پست ترین درجات به والاترین مقامات برساند ؟حکمای پیشین نام علم را جز بر علم اخلاق اطلاق نمی کردند و به این سبب آن را اکسیر اعظم می نامیدند و آن و آن را اولین تعلیم خود قرار داده بودند . تحصیل سایرعلوم را برای کسی که تهذیب خلاق نکرده باشد بی ثمر می دانستند . درسه آیه ی قرآن تزکیه بر تعلیم مقدم داشته شده است (آل عمران 164، جمعه 2 بقره 151) حتی علوم دینی مانند فقر کلام و فلسفه ی اسلامی به پیش نیاز علم اخلاق و عمل به آن موکول می باشند .همچنانکه قرآن تعلیم قرآن و حکمت را پس از تزکیه آورده است .     
                                                «یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه»








نویسنده : ; ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۳

 متنی زیبا و آرامش دهنده از سوی خـــــــــــــــداونــد برای ما 

 

می دانم هراز گاهی دلت تنگ می شود.

همان دلهای بزرگی که جای من در آن است
آنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم.

دلتنگی هایت را از خودت بپرس.

و نگران هیچ چیز نباش!

هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است!

اما من نمی خواهم تو همان باشی!

تو باید در هر زمان بهترین باشی.

نگران شکستن دلت نباش!

میدانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.
و جنسش عوض نمی شود ...

و میدانی که من شکست ناپذیر هستم ...
 


و تو مرا داری ...

برای همیشه!

چون هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...

چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ...

چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،
صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!

درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!


دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...

می خواهم شاد باشی ...

این را من می خواهم ...

تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.


من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)

و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...

نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.


شبها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟

اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!

فقط کافیست خوب گوش بسپاری!

و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!


پروردگارت ...








نویسنده : ; ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٦

هنرعذرخواهی 

معذرت خواهی و ابراز ناراحتی از اینکه شاید دیگران را ناراحت کرده باشیم؛

هنر و در واقع مهارتی است که کسب کردنی می باشد و با تمرین می توان آنرا تقویت کرد. 

 موقعیتی را در نظر بگیرید که به دلیل یک اشتباه که از جانب شما سر زده است، دوستتان یا همسرتان ناراحت شده است. در این حالت چند انتخاب وجود دارد :


۱ - ابتدا اینکه با خود بگویید "چرا غرورم را بشکنم و عذرخواهی کنم؟ انسان جایزالخطاست...، شده که شده..." و امثال این نوع جملات که در سر می پرورانیم که کاملا غلط و مردود است و کاری دور از انسانیت است.



۲ - انتخاب دوم شما این است که در همان لحظه عذرخواهی نمی کنید این کار را به بعد و موقعیتی دیگر واگذار می کنید. مثلا با خود می گویید "تا شب از او عذرخواهی می کنم" و یا اینکه "در میهمانی بعدی از دلش در خواهم آورد..." که راه درستی نیست.



۳ - انتخاب سوم این است که تصمیم می گیرید که موضوع را با یک هدیه در اسرع وقت جبران کنید که این موضوع شاید موکول به وقتی شود که دیگر کار از کار گذشته و این هم تصمیم مناسبی نیست اما در نوع خود می تواند کارساز باشد.



۴ - انتخاب آخر، همانی است که حدس زده اید: عذرخواهی در همان لحظه. دقیقا چند ثانیه و یا حداکثر چند دقیقه پس از اینکه به اشتباه خود پی بردیم، عذرخواهیم می کنیم و موضوع را تمام می کنیم. این روش بسیار کار ساز است.




چه مسائلی باعث می شود که عذرخواهی نکرده و یا با تامل عذرخواهی کنیم؟

 

مسئله اول این است که گاهی اوقات غرور بر ما غلبه کرده و جلوی این کار ما را می گیرد. گویی دهنمان قفل شده و نمی توانیم چیزی بگوییم. چاره هم این است که کمی به اشتباه خود فکر کرده و سپس با منطق انسانی آنرا بپذیریم و در نتیجه از فرد مقابل عذرخواهی کنیم.


دوم اینکه گاهی اوقات فرد مقابل از نظر ما ارزش عذرخواهی ندارد که این مسئله هم از خودبزرگ بینی ما سرچشمه می گیرد که اندیشه ای غیرانسانی است و باید آنرا از خود دور نمود. چاره این است که به حداقل احترامی که فرد برای خودش دارد فکر کنیم و ارزش خودمان را بالا ببریم. عذر خواهی تخلیۀ نفس است از غرور و تکبر.


دلیل سوم این است که اشتباه خود را کوچک تلقی کرده و در نتیجه نیازی به عذرخواهی نمی بینیم. اما باید به خاطر داشت که کوچکترین اشتباه در نظر دیگران باید بزرگترین اشتباه در نظر ما باشد. در این صورت است که درصد خطاها و اشتباهات ما در زندگی به حداقل می رسد.

  

پشیمانی و عذرخواهی

چرا بعضی افراد اشتباه خود را نمی پذیرند؟

زیرا عقل ندارند! سر از منطق در نمی آورند. پس منتظر عذرخواهی آنان نباشیم.

چرا بعضی ها همیشه عذرخواه هستند؟

زیرا شخصیتی خوار و خفیف دارند. همیشه با خود اینطور می اندیشند که شاید کاری اشتباه انجام داده اند. ضعف اعتماد به نفس در آنها فوران می کند و نشانۀ آن عذرخواهی های بیجاست. انسان ارزش بالایی دارد و نباید بی دلیل خود را حقیر کند.

 

نهایتا وقتی اشتباهی را مرتکب شده و باعث ناراحتی فرد یا افرادی می شویم، چه کنیم؟

سریعا عذرخواهی کرده و بدون دلیل و منطق آوردنهای بی اساس، اشتباه خود را بپذیریم.

بدون غرور، بدون تکبر.