نویسنده : ; ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٧

دلا به هردم یا علی گفت

نه هردم بل دمادم یا علی گفت

یقین سریست در دلهای مردم

به هرشادی به هرغم یا علی گفت

زلیلی من شنیدم یا علی گفت

به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز می کرد

به گوش غنچه کم کم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت

دعایی کرد او هم یا علی گفت

دمی که روح بر آدم دمیدند

زجا برخاست آدم یا علی گفت

تن مرده چگونه زنده می شد

یقین عیسی ابن مریم یا علی گفت

محمد(ع) در شب معراج برخاست

به قصد قرب اعظم یا علی گفت

مگر خیبر زجایش کنده می شد

یقین آن جا علی (ع) هم یا علی گفت

به فرقش کی اثر می کرد شمشیر

گمانم ابن ملجم یا علی گفت