نویسنده : ; ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٤

از چه باید بترسم؟

 

داشتم در وحشت مدامِ از دست دادن چیزهائی که دارم و یا به‌دست نیاوردن آن‌چه آرزویش را داشتم، به‌سر برم.
▪ اگر موهایم را از دست بدهم، چه می‌شود؟
▪ اگر هیچ‌وقت نتوانم خانهٔ بزرگی داشته باشم، چه می‌شود؟
▪ اگر وزنم زیاد شود، هیکلم از شکل بیفتد و یا زشت بشوم، چه کنم؟
▪ اگر کارم را از دست بدهم، چه می‌شود؟
▪ اگر پیر و درمانده شوم و کسی مرا نگه ندارد، چه کنم؟
زندگی به آنانی که گوش شنوا دارند، درس‌ها را می‌آموزد و حالا من می‌دانم:
▪ اگر موهایم را از دست بدهم، بهترین آدم تاسی می‌شوم که وجود دارد و خوشحال و ممنون هستم که سرم هنوز نظرهائی را در خود می‌پروراند.
▪خانه، باعث شادی انسان نیست. قلبی ناشاد در خانه‌ای بزرگ‌تر هم رضایت پیدا نمی‌کند؛ ولی قلبی که شاد است، هر خانه‌ای را شاد می‌کند.
▪ اگر وقتم را به‌جای اندیشیدن به جسم، به پروراندن ابعاد روحی و روانی صرف کنم، هر روز که می‌گذرد، زیباتر می‌شوم.
▪ اگر سپری شدن عمر، نیرویم را تحلیل بَرَد و هوشیاری روانی و قدرت جسمانی‌ام دچار کمبود شود، نیروی فکر، عمق صحبت و قدرت روانی و روحی را که در مسیر زندگی طولانی با دقت شکل گرفته است، به اطرافیانم هدیه خواهم داد.
▪ و هنگامی‌که نتوانم هیچ‌کاری بکنم، آن‌وقت هنگام رهسپار شدن به‌سوی خداوند است و در آن هنگام، از چه چیزی باید بترسم؟